۱۳۹۵ آذر ۱, دوشنبه

نگاهی به تاریخ ایران باستان : بخش یکم وانمودانگیزی (پروپاگاند ها) و تن پوش ها در تاریخ ایران و یونان و باستان




               

در جهان باختر تاریخ ایران برپایه ی نوشته های تاریخ نویسان یونانی  به ویژه تاریخ نبردهای ایران و یونا ن ، که طولانی ترین نوشته ی ماندگار یونانی ست ساخته  شده است که سیسرو مورخ رومی نویسند‌ه ی آن تاریخ ، هرودوت  را پدر تاریخ لقب  داده ست.  بنوشته ی اولمستد(۱۹۴۸) :
    یونان و نبردهای ایران برای ما (غربیها) بسیار شورانگیز ست هر چند بسیار نارس.  در خواندن این   داستان طبیعی است که ما خود را بایونانی ها  شناسایی می کنیم  ، زیراکه   دریافت ما کم و بیش  منحصراً بر پایه ی هرودوت استوارست . 
 اگرچه به تأسف باید بگوییم که  همانگون که بسیار از تاریخ نویسان دوران نو پذیرفته اند هرودوت همواره در نوشتن تاریخ خود  صادق نیست.   'دیگری' بودن ایران در تراژدی های سده ی پنجم یونان درسالهای اخیر مورد توجه پژوهشگران واقع شده ست  و این بینش که ایران در  ترازبندی هرودوت دررویارویی با یونانی ها فرهنگی کاملاٌ  'دیگر' یست نیز اینک گزاره یی  در حال پذیرفته شدن ست. براستی که حتی توسیدیدٍس، دیگر تاریخ نویس برجسته یونان باستان، هم هرودوت را ، بخاطر احساساتی شدنش  در تاریخ هایش، به آوند یک  داستان سرا و نه یک مورخ رد نموده بود.    


برای  نمون  هرودوت درباره ی تن پوشهای ایران نتوانسته است میان پوشاکهای پارسی ها و دیگر مردمان ایران تفاوت یابد.  به گونه ای کلٌی باید گفت که او آوند هایی مانند پارس و ماد را بگونه ای هم سان بکار میگیرد و در باره ی تن پوش های شان به گمراهگی مینویسد پارسها بالاپوش های مادها را برگزیدند.  او می نویسد:
هیچ ملتی مانند پارسها به آمادگی آیین های دیگر ان را نمی پذیرند. آنان بالاپوش مادها را برگرفته اند چون آن را برتر از آن خویش یافته اند .


  اگرچه نگاهی گذرا به سنگ نگاره های  کاخ آپادانا نشان میدهد که هرودوت بنادرست سخن رانده ست. چراکه مادها و پارسها در این سنگ نگاره ها  پوشاکهایی کاملاً متفاوت ازهم دربردارند.


     سنگ نگاره ی گردان جاویدان در آپادانا
اولمستد(۱۹۴۸) تفاوت این دو بالاپوش راکه در هر سو و کران تخت جمشید نقش کنده شده اند را چنین توصیف می کند:
سرباز ماد با پوششی  ایرانی اصیل تر به تیزی در خور شناسایی ست. بر سرش کلاه  مخملی  با گردن پوشی پائین کشیده دیده میشود. بالاپوش چرمی او که  تا زانو بزیر آمده   با آستین های بلند وتنگ    با  کمربندی دوتایه و چفتی گرد نگاه داشته شده ست. برروی بالپوش او گاه در مراسم تشریفاتی شنل افتخار بر دوش دارد.  شلوار همه چرمش  و کفش تزیین دوختش با نوکهای سر بالا  از آن نشان  دارند که پوشنده بیشتر گاهان خویش را  بر اسب سوار است. ریش کوتاه نوک دارش با سبیل و موهایش بر روی گردن خوشه شده و به آرایش پیچ  خورده اند . گوشواره ها و گردن بند بر آن آرستگی  افزوده اند. رزم افزار اصلی آفندشان  نیزه ایست ازچوب زغال اخته با سرنیزه ای  از برنز و ته نیزه یی که با  جداره ایی فلزی پوشانده شده ست . افزون بر  این نیزه بسی از رزمندگان کمانی نیز در کماندانی  بسیار آراسته  با  تیردانی پر از پیکان هاشان با خود  همراه می برند.
تن پوش ماد به بسیار دگرگون ست از تن پوش پارسی با کلاه مخملی با چین های شیاری از بالا به پایین  و بالا پوشی بلند پایین آمده تا قوزک پا و  موج دار  و کفشهایی ساده و کم نقش. 

روشن است که پادشاهان هخامنشی و ساتراپ هاشان به آوند فرمانروایان ایلامی ها ، پارسها و مادها تن پوشها ی وابسته به همه ی مردمان  خویش   ، مانند ردای شاهانه ایلام و یا بالا پوش مادی که کندیس نامیده میشد، را   در گاهانی مناسب ببر می نمودند. بنا بر گاهنٍوشت بابل کوروش بزرگ یا پسرش کامبیز در مراسم برگزینش کامبیز به جانشینی ردای شاهانه ی ایلام در بر داشتند.  سکوندا ردای شاهانه ی ایلام را شالی بلند تا قوزک پا توصیف نموده ست. که از سوی راست با نواری گلدوزی شده  و حاشیه ای پهن باز می شد .  کورتیس به  بازگفت از پاترن از مردمان  فوسیا که، گشاهدی  به چشم خوددیده بود ، کندیس داریوش سوم را در نبرد ایسوس چنین تصویر می کند.   
جامه ی شاه بیش از هر چیز به خاطر شکوه اش  چشمگیر بود: و  آن  بالا پوشی بنفش فام بود با میانه ای سپید با شنلی زربافت و کمربندی زرین. که با  پوشاک زنان هماورد بود،  او به کمر اکیناکا (خنجر پارسی) آویخته بود که نیام آن گوهری یک پارچه بود. پارس ها   سرپوش شاه را کیداریس می خوانند که با نواری آبی فام با نشانی سپید به سر بسته بود       
بنوشته ی کورتیوس نیزه داران داریوش نیز بالاپوشهایی  با آستین بلند  به فام بنفش و نواره ای سپید ببر داشتند .

به گزارش گزنفون کوروش بزرگ “ زیبا ترین ردا ها” را به بزرگان  خویش پخش نموده بود و “  جامه های ماد ..   تن پوشهایی بدون هیچ  اثری  از بنفش یا سیاه  یا سرخ یا سرخزرد یا آلبالویی  ” و کندیس کوروش را  “  کاملاٌ بنفش” توصیف می نماید. به نوشته ی سکوندا ردای شاهانه ی پادشاهان هخامنش  در طول زمان از آنچه که بر سنگ نگاره های تخت جمشید به چشم میاید دگرگون شده اند. بر پایه ی پژوهش او  ردا های نخستین این پادشاهان رداهای شاهانه ی ایلام بود اما در برهه ای ریخت  این تن پوشها از آنچه که بر تخت جمشید سنگ نگاری شده ست دگرگون شد و به  ریخت ”  ردای هخامنشیان    درآمد. وچند گاهی پس از آن به جامه ی پادشاهان ماد مانند شد. کوئینتوس کورتیوس کندیس داریوش سوم را  ”  پارچه ای زربافت با آرایه ای از شاهین های زرین   توصیف می نماید . 

آگاهی ما از تن پوشهای دوره ی هخامنش جدا از توصیفهای تاریخ نویسان  از نگاره های کنده بر سنگ ، کارهای فلزی ، سکه ها و  نقش مُهرهای دیوان سالاریست. از نگاهی همه در برگیر،  می توان بدون بیم چنین برآیند نمود که مردم شاهنشاهی ایران تن پوشهای تبارهای ویژه خودرا به آوند بیانیه ای درباره ی جایگاه اجتماعی شان  و پیمانشان با ارزش های فرهنگی شان به بر می نمودند.



کورش بزرگ

  بررسی تاریخ وانمودانگیزی ها (پروپاگاندها) ی سده های پنجم و چهارم پیش از میلاد در جهان ایران و یونان که از همه ی ابزارهایی مانند تنپوش ها و سنگ نگاری ها و سکه ها برای وانمودگاری   نمادها ، آیین ها و باورها استفاده نموده اند  ذره بین  ارزنده ی  را برای نگرش، دریافت و سنجش  پیوندها و روابط انسانی    فراهم می آورد. مانند همه   ی برنامه های  پروپاگاند سازی  دیگر  ، تلاشهای وانمودانگیزانٍ ایران و یونان دراین بوده است که مخاطبان خودرا ترغیب نمایند تا درستیٍ حقیقتٍ -از-خود-درآورده ای  را بدون هیچ آزمون و پرسشی بپذیرند  و در باره ی یک 'آرمان مشترک' ، که از سوی خود وانمود انگیزان تعریف و تعیین شده است، واکنش نشان دهند.  اندیشار ساختن راستیک سان ها ( کوازای فکتز)  به   آوند ابزار وانمود گاری براین پایه است که بوسیله آن می توان زمینه ای خرد وارانه  را برای یک پیشنهاد فراهم آورد که مردمان  بتوانند یک دیدنادرست را بپذیرند.

در بسیاری از یافته ها، وانمودانگیزان از تن پوش ها ، که  در اندرهست خویش صمیمانه ترین بیانییه یک فرهنگ هستند، به آوند  رساترین ابزار برای برانگیختن واکنش های احساسی   بهره گرفته اند.بنابراین بررسی تن پوشها  بررسی مردمانست.  تن پوش عناصر  رسانه گری دیدگی (بصری) را در برمیگیرد تا بتواند  بیانیه ای  در باره ی سلیقه ها و ارزش های  زیباشناسای گروه های اجتماعی با و ضعیت ها ی اقتصادی گوناگون را  پدیدار نماید. بدین سان  تن پوشهای ایران و یونان باستان  بازتاب ارزشهای فرهنگی  ، باورهای دینی  و اتحادهای سیاسی  این مردمانست . برای این ویژگی های پرتوانست که در  بناهای یادمانی ایران و یونان تنپوشهای شخصیت های مختلف به آوند وانمود گاری پر هنایش  بکارشده اند.

 چهار مردمان یگانه شده ی ایرانیان  باستان  ، ایلامی ها، پارسها ،مادها و پارتی ها که کشور را هویت ملی داده بودند نقشی برجسته در  تاریخ شهروندایی  جهان ایفا نموده اند. پژوهش   در ریخت  تن پوشها و وانمود انگیزی های آنان میتواند روشنی بخش واقعیات تاریخی بسیاری باشد که بخاطر برنامه های آئینی و نیا گرایی های گزارشگران به وارون و نادرست بازتاب شده اند. 



 کوتیک اینشوش نیاک پادشاه ایلام به مهربانی دخترکش را  دلداری می دهد و شهبانو سپاس می گذارد  دادار را -- ۲۱۰۰ پیش از میلاد 

 سربازان آشور بانی پال  مردمان ایلام را از شهر دین شاری بیرون کرده و ببردگی میفروشندشان ۶۴۵ پیش از میلاد

 مهر استوانه ی عقیقی دوران میانی ایلام  مرد ریشدار که یا شاهزاده و یا موبد میباشد    دامنی بلند با  نوارهای چرمین به بر دارد  


تندیس  شهبانو ی ایلام  ناپیراسو با   برش برازنده ی یقه  به ریخت ۷و استین بلند تا آرنج  و دامانی زنگوله ای که با نوارهای پهن در سوی پایین کمر آرایه شده ست . موزه ی لوور در بر چسب این تندیس  می نویسد : شهبانو نپیراسو همسر  شاه اونتاش   ناپیری شا- دوره ی ۱۳۰۰-۱۳۴۰ پیش از میلاد  این تندیس در  تل دژ شهر  شوش   در ایران   در  کاوش باستانشناسی  ۱۹۰۳ ژاک دومورگان یافت  شده  و از برنز و مس است. از شیوه ی ایستادن این پیکره می توان دریافت که جایگاه این شهبانو  از اهمیتی ویژه برخوردار بوده ست.


بخشی از سنگ نگاری آدا -هامیتی  این شوش نیاک  ۶۵۰ پبش از میلاد   - سرپوش این پادشاه ایلام  نوکی در پیش و در پس سر با بند بسته شده ست که نشان میدهد این سر پوش پارچه ای بوده ست که بشیوه ای دوخته شده که یک  لبه ی آفتابگیر  داشته باشد  



بانوی ایلامی  نیایشگر ۱۱۰۰-۱۵۰۰ پیش از میلاد - موزه ی متروپلیتن  نیویورک

سنگ نگاره ی یک خانواده ی ایلامی



_____________________________________________________

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر