۱۳۹۵ آذر ۳, چهارشنبه

نگاهی به تاریخ ایران باستان: بخش سوم -- فرمانروایی کامبیز



هنگامیکه کامبیز ، پسر کوروش،    بر تخت پادشاهی نشست سیاست گسترش جویانه ی پدر را  با تسخیر مصر  در ۵۲۵ پیش از میلاد پی گیری نمود.  بسیار از پژوهشگران برآنند که هرودت در باره ی او یا به دنباله روی از موبدان  مخالف با کامبیز   داستان هایی ساختگی آنانرا بازگوکرده ست  و یا که آنها را از خود ساخته ست. همانسان که یوآنیس  کنستانتاکوس در نوشته اش 'کامبیز و گاو آشاوان' می نویسد:

کامبیز در تاریخ هرودوت با گزارشگریٍ بد  توصیف شده ست. هرودوت  او را یک بیمارجنسی، فرمانروایی خودکامه که  پایانش بدیوانگی کشیده میشود، که به کار های  ددمنشانه دست میازد و به سرانجامی خوار دچار میاید نشان می دهد. اکنون از آن هنگام که دانسته ایم که این انگاره ی افسردناک یک وانمودانگیزی (پروپاگاندا) ی باستانی ست زمان دراز ی گذشته براستی گروه هایی  با نفوذ  چه در ایران وچه در مصر بهان هایی داشتند برای دشمنی با کامبیز  که می خواستند اورا بدنام  نمایند. و سرانجام این  داستانهای آنان بود که به دست هرودوت رسید که  برای  ساخت و  پرداخت شماریک خویش گوشهایی آماده داشت. 
 مهر  چیرگی کامبیز دوم  برفرعون  پسامتیک سوم  ، سده ی ششم پیش از میلاد

شواهد بسیاری را می توان دید که بزرگان دین ذرتشت با پشتیبانی خاندان داریوش میکوشیدند تا  به آشوب وخروش آن آیین  را به آوند دین هنجارین شاهنشاهی برپا سارند.  پدر داریوش، ویشتاسپ (به یونانی هیستاسپس) پسر آرشاما، که کاویٍ (فرماندار) پارت و هیرکان بود از ذرتشت پشتبانی می نمود و به او پناه داده بود. چندگاهی نگذشت که مادر داریوش، رُهدگون به دین ذرتشت گروید. و سپس در یسنای ۱۶ - ۵۱:۱۵  میخوانیم که آرشاما پدر داریوش نیز به آن دین گروید. خاندان داریوش بسیار خشک روش در دین بودند وبر دشمنی با کامبیز که میترادین بود سخن چینی و دُش پراکنی میکردند وازینرو بود که کامبیز بسیار از بزرگان هخامنش وخانواده هاشان را بازپرسی و کیفر داد. وانمودگاری برای  دشمنی با پسر کوروش که درگروه های ذرتشتی آغاز شده بودسپس بگوش  کاهنان مصر رسید و آنان به بهان هایی که خواهیم نشان داد بر آن دشنمایی ها افزوند و پر رنگتر نمودندشان. 

بنوشته ی هرودوت ، کامبیز، که به باور او برادرش سمردیس (بردیا) از زندگی رخت بر بسته بود، هنگامیکه شنید او هنوز زنده  و  بر علیه او شوریده است  عقل خویش از دست داد. اما نشان هایی هست که گواهند  بر این باور  که این داستان ها را همانگون که خواهیم دید کاهنان مصر پرداخته اند چراکه کامبیز ، که بر وارون  بر   فرعون آماسیس  که هدایای گرانبها یی به  نیایشگاه ها ارمغان میکرد ، برآن بود که این هدیه ها همچون مالیات سنگینی است که بر مردم بار میشود و از این روی خشم برانگیزند.  بنابر نوشته ای بر پاپیروس ( که در کتابخانه ی ملی فرانسه نگاهداری میشود)  کامبیز به اندازه ی در خور توجه ای ازین مالیاتهای  کالا یی، که همانند یارانه هایی برای نگاهداری شیوه ی زندگی مرفه کاهنان بود، کاست. متن  فرمان او دراین باره چنین ست: 
در باره ی شمار رمه هایی که مردم به نیایشگاه های خدایان میدهند می باید که تا به نیمی از آن کاسته شود (...) در باره ی هدیه ی مرغان دیگر به آنها هیچ ندهید. کاهنان به آسانی می توانند برای خویش غاز پرورش دهند.
 چنین بود که  کاهنان که اینک تنها پنجاه در صد از یارانه ی  خوراکشان را به ریخت رمه دریافت میکردند و تمامی یارانه شان بگونه مرغها  از میان رفته بود بهان خوبی داشتند که وانمودبرانگیزند  که  کامبیز خرد خویش را از دست داده ست. بنابر نوشته ی پاپیروس مصری  بنام گاهنوشت دموتیک  داریوش شاه درسال سوم پادشاهی خود این فرمان کامبیز را برانداخت و به ساتراپ مصر فرمان داد که قانون مالیات پیشین را بدیگربار برپا سازد. واز این روست که بگزارش فن هیل:
داریوش نتنها در تاریخ به آوند بزرگترین قانون  دهنده ی مصر شناخته میشد که بل   دربرخی از جای ها در مصر  به آوند خدا مورد ستایش بود.  در موزه ی برلین  تندیس کوچکی از سنگ آهک نگاهداری میشود که شاید در فایوم یافت شده باشد  که مردی مصری با سر تراشیده نشان میدهد که دربرابر خدای شاهین زانوزده  و در نوشته ی زیرین آن به آشکاری می توان خواند ؛" خدای نیک، فرمانروای دوسرزمین، داریوش"   بگزارش  مورخ یونانی دیودوروس سیکولوس  داریوش آنچنان علاقمند   نشان دادن تقوای خویش به خدایان  مصر و  فرعون های آن کشور بود که مصریان حتی در دوران پادشاهیش اورا خدای می خواندند. 
بنو شته ی فن هیل، مصریان باستان توازن  بسیار باریکی را در رده بندی خدایانشان بکار می گرفتند که بر پایه ی آن  فرعون ها را  "خدای نیک " میخواندند. بنابرین  داریوش به آوند خدایی واقعی " نٍتجر آ" ستایش نمی شد که بل او به آوند  نٍتجر نٍفٍر"  یا خدای نیک  به آوند فرعونی نیکو پذیرفته شده بود  و به آوند یک فرعون او:
 در امور داخلی مصربسیار  فعال بود.   او حتی فرمان داد  که همه قانون های مصر را تا سال ۴۴ پادشاهی آماسیس را به دوزبان آرامایی و دموتیک گردآوری وثبت نمایند و هدفش البته  این بود که مقامات ایرانیٍ مصر  مطابق قوانین داخلی مصر بر آن کشور حکومت نمایند.


 شاه هخامنشی و رزمندگانش
آپادانا: گارد شاهنشاهی
چنین باور میشود که هردو پسران کوروش ، کامبیز و بردیا ، رهبرانی شایسته و  مورد علاقه مردم بودند. زیراکه کوروش توجه ای ویژه به پرورشٍ توان رهبری آنان نشان میداد. او کامبیز را به پادشاهی  بابل و بردیا را به ساتراپی  ماد و ارمنستان و کادوس برگزید. وبه آوند آموختن درسی به کامبیز او را از پادشاهی برکنار نمود هنگامی که بنا بر گاهنوشت   نابونیدوس که  در همزمان نوشته شده است :
در چهارمین روز کامبیز ، پسر کوروش،   به نیایشگاهٍ ... رفت .کاهن نابو که او ... گاو ...   آنها آمدند و با دسته ها بافتی ساختند هنگامیکه درپیشاپیش تصویر نابو راه میرفت... نیزه ها و پیکاندانهای  چرمین، از... نابو به اساگیلا بازگشت،  هدیه ی گوسفند در برابر بل و خدای ماربیتی
 اگرچه به خاطر آسیب دیدگی این نوشته فهم آن دشوارست اما چنین گمان میرود که مجازات شدن کامبیز  به این دلیل بوده ست که  از دید کوروش در پادشاهی کامبیز بر بابل رویدادی ناپذیرفتنی رخ داده بود زیرا کامبیز و سپاهیانش در مراسم ستایش نابو با همه ی جنگ افزارها شان شرکت نموده بودند و  این رفتار خشم کاهنان مصر را برانگیخته بود. خوشبختانه  چنانکه رفتار آینده ی اّش نشان داد، او از این رخداد درسی آموزنده فرا گرفت.  کامبیز دریافت که، برای فرمانروایی  موفقانه بر مصر، او می باید به کامیابی نقش یک فرعون  سنتی را ایفا نماید. و برای به اجرای این  هدف   می باید  که از هنجارها  وباورهای دینی مصریان پشتیبانی نماید. و چنین بود که، هنگامی که  بر مصر چیره شد، به آوند فرعونی نو، ناوسالار مصر- اودجاهورس نٍت را  به دستیاری و وزارت برگزید تا که بتواند همانند فرعونی راستین فرمان راند.   به نوشته ی اودجاهورس نت:
شاه بزرگ همه ی کشورها ی بیگانه، کامبیز، به مصر آمد،  وبا خود  بیگانگانی از همه کشورهای  دیگر به همراه آورد. هنگامی که او برتمامی کشور دارنده شد آنها  در درون کشور ماندگارشدند و او فرمانروای بزرگ مصر شد  و پادشاه بزرگ همه ی کشورهای بیگانه. بزرگ شهریار مرا به رده ی سرپزشک  دربار برگزیدند و  مایه آن شدند که  در چنین مقام با اعلیحضرت در رده ی دستیار و  وزیر دربار خدمت نمایم و به من فرمان دادند تا که  آوندهای شاهانه را برای نام او به آوند پادشاه مصرٍ علیا و مصر سفلی  مسوتی-را ( شجره نامه ای را ) پدید آورم 
در خور اندیشیدن است که اودجا هورسنٍت  به  کامبیز  روشن  مینماید  که 'را'  همان خداوند خورشید یا میتراست.
من به بزرگ شهریار   بزرگی  سایس را آموختم ،  که مأمن اودر نیث است، مامٍ بزرگ، که خداوند خورشید  'را' را بزاد، نخست زاده، به هنگامی که هنوز  تولدی نبود. به همراه دادن بینشی به او از  سترگی خاندان نیث، به آوند آنکه  پردیسی است در همه ی برنامه اش؛ به همراه دادن بینشی به او از سترگی نیایشگاه  نیث،  و همه ی  خدایان و  ایزده ها که در آن نشیمن کرده اند.
بنا بر اندرز اودجا هورسنٍت  کامبیز فرمان  نو سازی و بازسازی نیایشگاهٍ نیث را داد و هنگامی که بازسازی آن به پایان رسید از نیایشگاه دیدن نمود.
هنگامیکه شاه کامبیز به سایس اندر آمد، بزرگ شهریار  خود به نیایشگاه نیث آمد .  او  به خاک در برابر  ایزد بانو ی بزرگ افتاد، بدانسان که هر پادشاه چنان کرده ست، او  ارمغانی به پیشگاه  ایزدبانوی والا از همه چیزهای نیکو گذاشت،   به نیث،  به آن بزرگ،  مادر  ایزدی،   و خدایانی که در سایس هستند، همانند همه ی پادشاهان پرهیزگار که چنان کرده اند.  بزرگ شهریار چنان کرد زیرا من به ایشان آموختم بزرگی ایزده را به آوند آنکه مادر خود خداوند خورشید میباشد.
 و این می نمایاند که چرا  کامبیز  به آوند 'بزرگ  فرمانروای مصر  و سرور بزرگ همه ی سرزمینهای دگرگانه' شناخته شد . این برای اینست که گفته شود  که کامبیز فرمانروای سزاوار مصرگردید .  و این درخور توجه ست که بدانیم اودجاهورسنٍت  ودیگر کنکاش گران مصری کامبیز بالا پوشهای آراسته ی پارسی را ببر کردند  و گردن بند  پهن نهادین مصری را با شیوه ی نو  فیروزه ی ایرانی بیامیختند.

اودجاهورس نٍت



افسر پارسی هخامنش
برنامه ریزی بلند زمان کامبیز برای مصر هم آنک از سوی کوروش ریخته شده بود که در بینش او بهم پیوستن مصر وبابل می توانست به فراوانی کالاهای پایه ای مورد نیاز را برای کشور پهناورش فراهم آورد. کامبیز دریافته بود که برای اجرای این بنامه ریزی بلند مدت اوبه ناوگانی پر توان نیازمندست تا بتواند به همزمان با  اتحادیه ی فنیقیه و یونان ومصر رویارویی نماید.  پس از انکه شاهنشاهی کوروش را به او رسیده شد کامبیز به این برآیند هشیاری گرفت که نه تنها می باید بر کشورهای چیره شده فرمان راند  که بل می باید همچنین به بینش  کوروش و برنامه ی بلند زمان  او وفادار بماند و آنرا به  اجرا نهد و ازاین روی بسوی پادشاهی مصر به رزم تازید که فرعون آماسیس در این هنگام به گواه هرودوت   'یونان دوست ' بود و  سپاهی سترگ ونیرومند داشت  و ناوگانی توانمند  از فرعون پیشین نکؤ دوم (۵۹۵-۶۱۰ پیش از میلاد)  به اورسیده بود و ارتش او به اندازه یی در خور نگرش با نیرو های کمکی کرایه-رزمی (مٍرسٍنٍری) از همه سوی یونان،  به ویژه  از سرزمین های کاری  و ایونی، توانمند شده بود.  به گواهی هرودوت پس از چیرگی سپاه کوروش بر آسیای خرد:
   میانآب ها (جزیره ها) ی یونان  هیچ هراسناک نبودند زیرا فنیقی ها هنوز به زیر فرمان پارسها نشده بود و ایران خود یک   نیروی دریایی نبود.
پیشتاری کامبیز بسوی قبرس و فنیقیه  نقطه ی چرخشی شد برای پرتو افکندن نیروی ناوگان ایران بر سرزمین های مدیترانه. در ۵۲۵ پیش از میلاد فنیقی ها " کاملاٌ  به نیروی ناوگانشان (ناتیکوس استراتوس) وابسته بودند"   واین نیرو  با نیروهای  قبرس  و به همین سان  یونانی های ایونی  و آولیسی تقویت میشدکه نیروهای کمکی میتی لینه را نیز دربر میگرفت.

 در اینجا میباید به توجه آوریم که یافته های کاوش های باستانشناسی   دهه ها ی کنونی  برای ما دارایی  فراوانی از دانش و آگاهی درباره ی شاهنشاهی پارس فراهم آورده ست .  بگونه ایکه   حتی در ۱۹۴۸ هم  اولمستد در بنیاد خاور دانشگاه شیکاگو  می توانست بنویسد که:
 اینک درمی یابیم که هیچگاه ازین پیش  یونان خطر سیاسی راستینی برای شاهنشاهی ایران نبود زیرا هرگز یونانی بآوند یک هویت سیاسی وجود خارجی نداشت. آنچه که بود دولت شهرهای یونان بودند. شاهنشاهی ایران اندکی پس از برپایی اّش   بر بزرگترین،  ثروتمندترین ، و روشن ترین دولتهای یونان چیره آمد  و برای زمانی بلند آنها در درون شاهنشاهی ایران باقی  ماندند.    و کاوش های اخیر نشان میدهد که آنها به مداوم در زیر فرمانروایی کامل ایران بسر میبردند و زندگیشان به گونه ای بنیانی از ایران تأثیر گرفت.
  نیزه دار مادی


گفته شده ست که کامبیز پدر نیرویی دریایی ایرانست،  که  هزینه های  ملوانان و ناوهای آن  با باجگیری از آسیای خرد و فنیقیه  تأمین شده ست.  ایرانیان  کامبیز را آفرین میگفتند و هنگامی که در باره ی دستاوردهای او از آنان پرسش میشد پاسخ می دادند که:
او از پدرش بهتر بود زیرا که همه ی داشته های کورش را نگاه داشت  و مصر را نیز به دست آورد  و دراین سودا  فرمانروایی بر دریا را هم  افزود.
  به راستیک ، چنین  می نماید که کامبیز بود که ناوگان شاهنشاهی ایران را از هیچ بتمامی ساخت که  برای اجرای هدفش، که پیروزی  در نبرد با فرعون ، که خود نیروی دریایی سترگی داشت، داشتن آن  گزیرناپذیر بود.


   نادرستیها و  زیاده روی های هرودوت در وانمودانگیزیهای  دشمنانه اش  با کامبیز اینک به  روشنی  شناخته شده اند. برای نشان: داستان او در باره ی کشتن آپیس (گاو آشاوان مصریان که یکی از ایزدانشان بود) بدست  کامبیز  اینک با بازیافت  نیایشگاه سرپائوم ممفیس کاملاٌ نادرست یافت شده است. واین  ساختگاهسنگی (سارکوفاگی)   است که  آرامگاه کالبد مومیائی شده ی آپیس  می باشد،  سنگ نوشته ي بخاک سپاری  آپیس در زمان کامبیز  در ۵۲۴ پیش از میلاد در واقع نشان میدهد که آن پادشاه    تن پوش مصریان ببر کرده و درآنجا بزانو افتاده بود و درباره ی او برسنگ چنین نوشته شده است: 


"هوریس (...) پادشاه مصر بالا یی و پايینی (...)
سال ششم، سومین ماه از فصل شمون، روز دهم (؟)، در زیر شهریار پادشاه مصرٍ بالایی وپائینی (...)  دهش گرفته به زندگیی جاودان،  خدای به اینجا آورده شد  (در آسودگی   بسوی باختر نیکو) و به خاک سپرده شد در آرامگاه در (جای)  خود که جائیست که شهریار برایش ساخت. (پس از )  همه (آیین ها که برای او اجرا شد)  در تالار مومیائی   (...)  همه چیز  بر پایه آنچه که شهریار گفته بود کرده گشت(...)  -- به گزارش پوزنر شماره ۳
نوشته ی ساختگاهسنگی به همین اندازه در باره ی نقشی که کامبیز  در ین آیین ها بازی  نمود رساست: 
(کامبیز)،  پادشاه مصر بالایی و پائینی ... این ساختمان یادبودش را  برای پدرش آپیس-اُسیریس ، سنگساختگاهی از خارا ، ارمغان شده ی پادشاه (...) ،  دهش گرفته ی همه ی زندگی،  با جاودانگی و کامیاری (؟) با همه تندرستی ، با همه شادی، با  پدیار یی جاودانه  به آوند پادشاه مصر بالایی و پائینی.  -- به گزارش پوزنر شماره ۴
و همانگون که خواهیم دید، به آوند راستیک ، هنگامی که اسکندر مقدونی  در نیایشگاه ممفیس برای آپیس قربانی نمود او  از کامبیز پیروی  کرده بود. 



____________

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر