۱۳۹۵ دی ۲۳, پنجشنبه

نگاهی به تاریخ ایران باستان: بخش دوازدهم-- پادشاهی فره آرت سوم بررگ آرش آکیان (فرهاد سوم اشکانی)

فره آرت سوم 57-70 پیش از میلاد

 پس از درگذشت سیناتراک  پادشاه کهنسال پارت که توانسته بود تنشهای میان شاهزدگان آرش آکیان را از میان بردارد و آرامش را به کشور بازگرداند ، پسرش فره آرت سوم به پادشاهی رسید. در دوران پادشاهی سیناتراک رُم  و پارت دوکشوری که به شتاب در گسترش بودند به علت دشواری های داخلی با دو دشمن توانمند روبروشده بودند  تیگران پادشاه ارمنستان که از نژادی ایرانی بود از دشواری های داخلی ایران بهره برده و ارمنستان را تا میانرودان  گسترش داده بود. دو دیگر میترادات پنجم پادشاه پونتوس بود که خویشتن را از نوادگان داریوش یکم هخامنش میدانست و پژوهشگران این ادعای اورا به حقیقت نزدیک یافته اند. به هر روی میترادات پونتوس  را با رُم سردرگیری بود وبرآن بود که کشورهای آسیای کهتر را ازبند رم رهایی بخشد. به انجام این فره آرت سوم بود که ازین روندار تاریخ به فرزانگی بهره برد و شاهنشاهی پارت ها را زندگیی دوباره بخشید.

میترادات بزرک - پادشاه پونتوس

 میترادات پادشاه پونتوس برکشورهای کاپادوک و بیثی نی چیره شده بود و پادشاهان آن دوکشور آریوبرزن و نیکومدس را سرنگون نموده بود. پس از آنکه سنای رم ژنرال سولا راکه به  سرکوبی  میترادات  گمارد  اوتوانست "در نبردهای یکم میتراداتی" او را وادار نماید تا آریوبرزن را به فرمانروایی کاپادوک و نیکومِدِس  را به بیثی نی بازگرداند. سولا سپس این دوپادشاه دست نشانده را تشویق نمود که با میترادات به نبرد درآیند. ولی آن هردوپادشاه که از نیروی سترگ میترادات در هراس بودند، ازدرگیری با او  شانه خالی میکردند. آما رم بر فشار خود بر آنها   بیافزود و نیکامدس که برای بازگشت به قدرت پول زیادی در رم هزینه کرده بود به انجام به نبرد با میترادات شد. اما بگزارش مورخ یونانی آپیان؛ میترادات که میدانست رم منتظر بهانه ای برای نبرد با اوست از نبرد با نیکومدس اجتناب کرد. تا به  اندازه ی کافی برای حقانیت نبرد خود دلیل داشته باشد. اوسپس فرستاده ای به سنای رم برای شکایت گسیل داشت . فرستاده او ، پُلیپدیاس در سخنرانی خود در برابر سنا ی رم چنین گفت:
پادشاه من به شما دوستی و اتحاد خود و پدرش را یاد آور ی میکند، که در برابرآن فریجی و کاپادوک  از اوگرفته شده است ! و حال آنکه کاپادوک به نیاکان او تعلق داشت  و از پدرش به اورسیده بود.  فریجیا  را خود ژنرال شما به  پاداش پیروزی او بر آریستو نیکوس به اوداد. و با این همه میترادات پول زیادی به همان ژنرال از این بابت داده بود. و اینک شما به نیکومدس اجازه میدهید که تا دهانه ی دریای سیاه  نزدیک شود و بر کشورمان تا آمستریس اندرتازد.   و به او اجازه میدهید  تا غارت های هنگفت را بدون هیج کیفر با خود ببرد.  پادشاه من ناتوان نیست  او برای دفاع از خود ناآماده نبوده اما درنگ نمود تا شما به چشم خود شاهد این مبادلات باشید .
آریو برزن پادشاه کاپادوک


پس از سخنرانی او  فرستاده ی نیکومدس پادشاه دست نشانده بیثی نی بپاخاست و پس از یادآوری رویدادهایی که به نبرد نیکومدس با پادشاه پونتوس منجر شد از ستیزه جویی  میترادات  گواه آورد وگفت:
نگاه کنید به آمادگی جنگی او !  او برای نبردی بزرگ و از پیش تعیین شده  کاملا بپا خاسته  ونه تنها با سپاه خویش که  بهمراه نیروهای متحدینش ؛ تراسی ها   و اسکیثی ها ودیگر مردمان همسایه اش خود را آماده ی نبرد نموده است. او با ازدواج دخترش با پادشاه ارمنستان اتحاد خانوادگی برپا نموده  و فرستادگانی به پادشاهان مصر و سوریه برای اتحاد با آنها گسیل داشته است  او اینک سی سد  رزمناو آماده دارد و بر شمار آنان هنوز می افزاید... 
این ابزارها که میترادات گردهم میاورد در چنین مقیاس عظیم برای نیکومدس  نیست.  نه ،  رُمی ها !  او به انگار پیکار با شماست.  او از شما خشمگین است  زیرا او فریجی را در یک معامله ی فاسد از یکی از ژنرالهای شما خرید  و شما اورا وادارساختید تاهمه ی  بهره ی به ناسزاوارش را باز پس دهد.  او خشمگین به خاطر کاپادوک است زیرا شما اورا وادار کردید که آن سرزمین را به آریوبرزن باز پس دهد.  
به هر روی در پاسخ به درخواست فرستاده ی میترادات از رم که "یا از  غارتگری بی شرمانه ی  نیکومدس جلو گیری کنید و یا  به میترادات که مورد ستم شده است   یاری نمایید و یا بکناری به ایستید و بگذارید تا او از خود دفاع نماید،" بگزارش آپیان نشست سنای رم تنها  نشستی به نمایش بود وژنرالهای رم هم آنک تصمیم گرفته بودند که به نیکو مدس کمک نمایند . وچنین بود که پاسخ رم به میترادات  بگزارش آپیان پاسخی دیپلماتیک بود که " ما مایل نیستیم که به میترادات  ازدست نیکومدس آسیب رسد  و همچنین مایل نیستیم که  بر علیه نیکومدس پیکاری برپا شود زیرا این به  بهره ی رم نیست که اوتضعیف شود " .  به هرروی ازواکنش خشمگینانه ی فرستاده ی میترادات که منجر به دستگیری و اخراج او از رم شد در میابیم  که پادشاه  پارت از متحدان میترادات بود.

در  88 پیش از میلاد میترادات پونتوس  همه ی کشورهای آسیای کهتر را از یونان تا کاپادک برانگیخت تا  درکشتاری همگانی همه ی رُمی ها    به خاک اندازند. به گزارشهایی هشتاد تا سدوپنجاه هزار رمی وایتالیائی و کسانی که به لاتین سخن می گفتند از زن ومرد وکودک  در کشتاری هماهنگ شده به خاک افتادند و تمام  تندیسها و همه ی نشانه ها و نوشته ها ی رم در میادین شهرها پایین کشیده ونابود شد. حتی مردمانی که به نیایشگاه هایی مانند معبد آرتمیس درپرگاموم پناه بردند کشته شدند. به نوشته ی آپیان :
  چنان بود سرنوشتی شوم  که بر رمی ها و ایتالیائی های آسیا فرو افتاد از زن و مرد و کودک  از بردگان و آزادمردمان   
به نوشته ی او سنگدلی وخشونتی که در این کشتار نشان داده شد  آشکار میدارد که تا چه اندازه رم  به خاطر سیاستهای آزمنشانه و سختگیرانه اش مورد نفرت این مردمان بود.   حتی دولتمردان رم  درهمزمان با این کشتار مانند سیسرو براین امر پذیرا بودند که:
   نام رم  به زنندگی  یاد میشود و باجها و خراج ها و مالیات های رم ابزار مرگَند.

 پس از کشتار همگانی رمی ها میترادات  نیکومدس و رمی ها را شکست داد و آنها را  به کرانه های پروپونتیس ودریای اژه  عقب راند. اواستانهای آسیایی رم را به زیر فرمان خود اورد  و بسیاری از شهرهای یونانی آسیای کهتررا از بندگی  رُم آزاد ساخت.   مردمان آسیای کهتراینک او را  به آوند رهاننده ی خود از ستم  مالیات های کمرشکن و بردگی برای رم  ستایش میکردند و او توانست قلمرو خورا از کناره ی دریا ی سیاه تا میان رودان گسترش دهد. اگرچه شهرهایی مانند رُهدز به رم وفادار ماندند و میترادات ازمحاصره ی آنها به جایی نرسید اما نیروهای اودر آتن و سایر شهرهای هلا با استقبال روبروشدند.و این همه  انگاره ی شکست ناپذیری رم  را همزمان با بپاخیزی برده ها  در هم ریخته بود .

 بهترین ژنرالهای رم  مانند سولا ، لوکولوس  وپُمپی  درپی میترادات بودند ومیکوشیدند که  او را  سرکوب نمایند اما او با زیرکی با انان در جنگ وگریز بود  و هربار که رم می اندیشید که اورا ببند گرفته است  او به آسانی میگریخت و آفندی را از جایی دیگر آغاز می نمود. و برخی از پیروزی های او بر رم براستی شگفت آور بودند. او برده ها و زندانیان جنگ را آزاد میساخت. آزادی های مردم سالاری  و رای را به مردمانش میداد و غنائم خود را میان مردمانش تقسیم می نمود. 

در 86 و 85 پیش از میلاد سولا در یونان و فیمبریا در آسیا توانستند اورا شکست دهند و برخی از متحدین از او گسستند  او درپایان "نبردهای یکم میتراداتی " با پیمان صلح داردانو" ناوگان خودرا به سولا تسلیم نمود و غرامتی هنگفت  پرداخت. با همه این که  میترادات شکست خورده بود رم  از او بیمناک بود و میدانست که او در کمین خواهد نشست تا  در فرصتی دیگراز تنشهای داخلی رم  سود گیرد و فرمانروایی خودرا گسترش دهد چنین بود که دو سال پس از پیمان آشتی ژنرال دیگر رمی لوسیوس لوسینیوس ماورنا در 83 "نبردهای دوم میتراداتی" را آغاز نمود. اما میترادات توانست در 82 پیش از میلاد اورا شکست دهد و برای مدتی آرامش را در سرزمینهایش برپا دارد.  رم به این برآیند رسید که نمی تواند دشمنی مانند اورا در همسایگی خود به تاب آورد ودر 74 پیش از میلاد پیکار بزرگ دیگری در گرفت . آین بار هم میترادات توانست کنسول رم ماریوس   آورلیوس کُتا را در چالسدون شکست دهد. آما توان ئظامی رم بسیار بود و سرانجام  ژنرال رمی لکولوس توانست در 73 پیش از میلاد اورا شکست دهد.  در 72 پیش از میلاد میترادات به نزد تیگران دوم پادشاه ارمنستان که دامادش بود گریخت.

همان سان که در پیش نوشته ایم تیگران دوم (54-95 پیش از میلاد)همه نوجوانی خویش را در دربار پارت به گروگان میترادات دوم شاهنشاه ایران بود . پس از آنکه  میترادات دوم در 88 پیش از میلاد درگذشت  تیگران از تنشها ی خاندان آرش اکیان بهره گرفت  و سرزمینهایی را که میترادات دوم از ارمنستان گسیخته بود بازپس گرفت وافزون بر آن  آتروپان (آذربایجان) ماد، گوردین و پاره ای از میان رودان و بخشهایی  دیگراز ماد تا هگمتانه را نیز به زیرچیرگی خود دراورد.


  سپس در 83 پیش از میلاد  مردم آنتیوک پادشاهی سلوکیه را  به او  عرضه داشتند.   در این هنگام به گزارش جوزفوس بر فلسطین شهبانوالکساندریا فرمان میراند "اوزنی بود فرزانه ... که ارتش خودرا به نیمه ای افزایش داد، و بسیار از سپاهیان بیگانه را خرید تا به آنجا که کشورش نه تنها در داخل بس نیرومند شد که بل  تهدیدی شد برای دولتهای قدرتمند" اوبه شمال در تازید و بردمشق چیره شد. تیگران  همانگون که می باید میکرد برای دفاع به جنوب تازید و بندر پتولمی (اکرا) را در فنیقیه به دارِش خود اندرآورد  وتوانست  سلوسیا پایتخت شرقی سلوکیه  را  در کرانه ی  رود تیغ ریز (دجله)  در نزدیکی  تیس پاون (تیسفون ) پیروزمندانه به محاصره گیرد و به گزارش استرابو شهبانوی سلوکی، سلن کلئوپاترا ، که از آنتیوک، پایتخت غربی سلوکی، به سلوسیا گریخته بود را دستگیر و اعدام نمود.

به نوشته ی جوزفوس شهبانو الکساندریا " تیگران  را  با هدایایی با ارزش زیاد ، فرستادگان ... پیمان نامه و دیگر هدایا به بازگشت ترغیب نمود ... تیگران   سفرای او را خجستگی داد از برای پیمودن راهی چنان دراز تا بر او آزرم نهند  و به آنان امید پاسخی کامیابانه داد" و البته این به بهره ی تیگران بود که به ارمنستان باز گردد زیرا پیام آوران به او از "آشفتگی های داخلی که درنتیجه ی آفند لوکولوس به ارمنستان بود" خبر داده بودند.  زیراکه لوکولوس در تعقیب میترادات پونتوس با سپاهی بزرگ به ارمنستان اندر شده بود و میترادات که هم سپاهش و هم پسرش به او خیانت کرده بودند به ار منستان پناهنده شده بود. 


لوسیوس لینکوس لوکولوس


همانگون که گفتیم پادشاه پارت ساناتاراک  پدر فره آرت سوم  از متحدین میترادات بود اما تیگران را  بخاطر دست اندازی هایش به میان رودان و پارت دشمن میداشت.

 کین توزی رم پس از شکست میترادات سختگیرانه  و سنگدلانه بود  همه ی سرزمین  پونتوس  به غارت کشیده شد  و شهرهای آبادانی مانند هراکلیا و آمیسوس (اراگلی  و سامسان دراکنون)   ویران و برانداخته شدند.  رم که آزمندانه از مقدار باجگیری خود ناراضی بود   بر همه ی دارایی های مردم از زمین و خانه و جواهر آلات مالیاتهای سنگین بست . مردمان به ورشکستگی  تمام کشیده شدند تا  دوهزار تلان زر   (نزدیک به هفتا د تن) را به رم خراج دهند.

هنگامیکه تیگران از فلسطین بازگشت لوکولوس تا قلب ار منستان تازیده بود و یکی از ژنرالهای تیگران بنام مهربرزن   با سه هزار سوازه نظام  و تعدادی بیشمار  پیاده نظام از او شکست خورده وکشته شده بود. مانده ی سپاهیان تیگران باشنیدن این خبر از گرد او پراکنده شدند.  و ژنرال دیگر رمی سکستلوس در تعقیب او توانست تمام دارائی اورا ضبط نماید.  تیگران و میترادات  به دامنه های کوه تارو در ارمنستان گریختند و در آنجا تلاش به بازسازی سپاه و گردآوری نیرو نمود ند . و چنین بود که پادشاهان آدیابن، آذربایجان ماد، ایبری و   آلبانی و چند شیخ عرب به یاریشان  سپاه فرستادند.

تیگران ومیترادات نامه ی مشترکی در 69 پیش از میلاد به فره ارت سوم نوشتند واز او یاری خواستند . تیگران در این نامه قول میداد که همه ی سرزمین هایی را که آز پارت بزور گرفته است باز پس خواهد داد. اما فرهاد سوم میدانست که از دید راهکرد های سرزمینی  (جئوپولیتیک)  توافق با رم بخردانه تر از اتحاد با ارمنستان است . چراکه با افول ارمنستان همه سرزمین هایی که تیگران بدست آورده بود به باید و شاید به پارت بازمیگشت زیرا برای رم که در فاصله ای دور بود تابش نیروبه میانرودان و ماد بس پر هزینه بود و افزون برآن از نیروی دریایی پر توان رم  در این مناطق درون خشکی کاری ساخته نبود . از سوی دیگر ارمنستان بزرگ بخاطر نزدیکیش به ایران و با درگیری هایی که ایران  در شرق با امپراطوری کوشان داشت همواره خطری بزرگ بود. 


میترادات پادشاه پونتوس به تیگران که دامادش بود اندرز داد که می باید  سپاه رم را محاصره و از رسیدن آذوقه به آنان جلوگیری نمود اما تیگران بیشتر در اندیشه ی باز پس گرفتن خزانه ی خویش بود و اندرز میترادات  را نادیده گرفت.  وچنین بود که توانست با آفند شش هزار سواره  نظامش بخشی از دارائی هایش و زنانی را که به بند رمی ها افتاده بودند را آزاد کند. آما لوکولوس توانست بگزارش پلوتارخ باآفند  شش هزار  سواره نظام  از لشگر  پانزده هزار نفره اش سپاه بزرگ تیگران را که به گزارش پلوتارخ به شمار سی سدهزار بود (وشاید که این شمار براستی سی هزار بود)   را شکست دهد.

رم با ارمنستان به همان سختگیری و سنگدلی رفتار نمود که با پونتوس . چه درویران  نمودن شهرهایی مانند تیگران کرت و چه در باجهای هنگفتی  که بر مردم بست. اما میترادات و تیگران با جنگ و گریزهای چریکی به نبرد خود ادامه دادند و به انجام لوکولوس با نداشتن آذوقه  و سرمای سخت زمستان ارمنستان وتلفات سپاهش بگزارش پلوتارخ و سیسرو  در 67 پیش از میلاد به رم فراخوانده شد. 


پُمپی


اما یکسال بعد ، در 66 پیش از میلاد  تریبیون  گایوس مانیلوس  با پشتیبانی  مردم لایحه ای به سنای رم  آورد که به پُمپی   اختیارات  فراوان  میداد  و اورا به فرمانروایی بر آسیای کهتر بیثی نی و سیلیسی بر میگزید  همچنین سر فرماندهی کارزار  بر علیه میترادات و تیگران  را به او وامی نهاد. سنا این لایحه را تصویب نمود.    پُمپی که هفت سال یعد  در 59 پیش از میلاد گروه "سه تن  سالاران (Triumvirate)" را در رم برپا  ساخت،   به تازگی راهزنان  دریایی را درسیلیسا شکست داده بود و همچنین پادشاهی سلوکی ها را در سوریه برای همیشه به پایان رسانده بود یه نبرد با تیگران و میترادات به آسیا ی کهتر اند شد . یکی دیگراز  سه تن سالاران لیسینوس کراسوس  بودکه بتازگی اسپارتاکوس را شکست داده بود  و برپمپی   بخاطر فرازمندی های که سنا براو روامیداشت رشک می برد ودیده به شاهنشاهی پارت دوخته  و  براین انگاربود که اگر بر شاهنشاهی پارت چیره شود  سنای رم او را نیز به  فرازمندی خواهد شناخت و تنها جولیوس سزار  از این سه سالار بود که در اروپا سرگرم بود وبا ایران پارت  سر و کاری نداشت.

پمپی نخست با میترادات درگیرشد واو را شکست داد . میترادات توانست به دیگر بار به ارمنستان بگریزد اما این بار تیگران  از هراس خشم  رم به او پناهندگی نداد   به انجام میترادات به کلیخوس گریخت ودر آنجا خود وخانواده ش راکشت تا به دست پمپی نیُفتند. پمپی در 66 پیش از میلاد   فرستادگانی را به پارت گسیل داشت واز فره آرت خواست که به ارمنستان آفند کند. در این هنگام  پسر کوچک تیگران که  در تنش با پدرش، که دوپسر دیگر خودرا به بهانه هایی کشته بو، به دربار فره آرت سوم پناهنده شده بود. فره آرت دختر خویش به اوداد و با او که  نیز تیگران نام داشت به کارزار با تیگرانِ پدر شد.

فره آرت پایتخت ارمنستان"آرتخشتارا"  را به محاصره در آورد و سپس تیگران پسر را به ادامه ی نبرد با پدرش بر جای گذاشت و خود به نبرد برای بازگرفتن ماد رهسپار شد. آما تیگران پدر توانست  پسر را شکست دهد و تیگران پسر به نزد پُمپی گریخت. تیگران پدر سپس به نزد پُمپی به تسلیم آمد. اما پُمپی با او به نیکی رفتار نمود و اورا شاه دست نشانده ی رم نمود. و تیگران پسر را به زنجیر کشید. فره آرت از پمپی آزادی تیگران جوان را در خواست نمود اما پمپی این درخواست را نپذیرفت. فره آرت توانست آذربایجان ماد را آزاد سازد و اینک خویشتن را  شاهنشاه اعلام نمود.

 در این هنگام فره ارت فرستادگانی به رم گسیل داشت و از آنان خواست که رود فرات را به آوند مرزهای غربی امپراطوری پارت بپذیرند و اورا به  آوند شاهنشاه شناسایی نمایند. این اقدام او یک راهبرد بخردانه ی دیپلماتیک بود . تیگران پادشاه ارمنستان نیز پس از چیرگی بر آذربایجان ماد وآدیابنه  وکوردون خویشتن را شاهنشاه خوانده بود زیرا آوند شاهنشاهی حق قانونی فرمانروایی به این سرزمین هارا  شناخته میاورد. و اسکندرمقدونی نیز به همین دلیل خویشتن را شاهنشاه نامیده بود . پس از آنکه میترادات دوم  پارت خویشتن را شاهنشاه خوانده بود ، جانشینانش با  از دست دادن کشورها  ی میان رودان وماد آوند شاهنشاهی را به تیگران  وانهاده بودند. وبه همین دلیل بود که  با همه اینکه فره آرت سوم این کشورها را باز پس گرفته بود سنای رم ادعای شاهنشاهی اورا نپذیرفت. زیرا خود به این سرزمین ها دیده  به  آزمند ی دوخته بود.

پیام فره آرت  به رم در باره ی شناسای رود فرات به آوند مرز میان دوکشور پیامی بود  در باره ی  تابش نیرومندی پارت که  پایان گسترش رم را به آن کشور هشدار میداد. با همه اینکه پُمپی و سنای رم ادعای ایران  را  در باره ی مرزینی رود فرات قانونن (دوژور)  نپذیرفتند اما  رفتار پٍمپی در آینده به ویژه در ماجرای گابینیوس  که در بخش بعدی از آن سخن خواهد رفت نشان داد که پُمپی به راستیک (دوفاکتو) آن مرز را پذیرفته بود و کراسوس که نخواست آن مرزرا بپذیرد جان خود را برای این سبکسری از دست داد.

دوسال بعد در 64 پبش از میلاد فره ارت به ارمنستان در تازید  و تیگران را شکست داد . پمپی که در رقابت با سزار و کراسوس بود به هوشمندی ترجیح داد که سپاه خودرا در این نبرد در گیر نسازد. و تنها حاضرشد که نقش میانجی را بازی نماید. ارمنستان بزرگ به اندازه ی گذشته اش کوچک شد و به مانند منطقه ای سپرین میان دو امپراطوری پارت و رم  تبدیل گردید که هر از گاه میدانی برای کارزار  این دو کشور می شد.

فره آرت و تیگران برای دهه بعد بدین گون پادشاهی نمودند . اما فره آرت به توطئه دو پسرش میترادات و هور دات (مهرداد و اُرد) در 57 پیش از میلاد  کشته شد وتیگران که خود سه پسرش را کشته بود یک سال بعد در  56 پیش از میلاد به کهن سالی درگذشت.

_________________________________________________________________________________









هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر